هي جكي . انگاراينجا داره شهر مي شه.
اين جمله اي است كه در يكي از فيلم هاي وسترن عهد تير كمون، يك نفر به يك نفر ديگه مي گه و اتفاقا اولين جمله اي است كه من بعد از ديدن يك چيزخياباني ( گفتن يك چيز شايد خوب نباشد اما بلاخره هر پديده اي يك چيز است حتي اگر گالري خياباني باشد) با خودم گفتم. ساعت هشت صبح بود و من با خودم فكر مي كردم دوازده تا بچه را چطور مي شود توي يك جاي يك متري كنترل كرد.
موضوع دوم فكر كردنم، كرايه تاكسي بود كه از صدقه سر جيره بندي بنزين سه برابر شده. موضوع سوم.... موضوعات فكري من انچان اهميتي ندارند كه بخواهم اينجا تكرارشان كنم فقط مي خواستم به اين جا برسم كه وقتي ذهنت درگير هزار و يك مسئله عجيب و غريب زندگي روزمره است ديدن چند عكس روي ديوار يكباره مي كشدت به جايي كه فكرش را هم نمي كني. كاري ندارم كه كيفيت عكس ها چطور بود يا چرا اسم بعضي ها روي ديوار نبود و.....
كل اين قضيه به نظرم خوب آمد انگار كم كم اين شهر دارد ياد مي گيرد به هنر جور ديگري نگاه كند. جوري كه فقط سود جويي نباشد و اين خوب است.
شايد براي ديگران اين مسئله كمي عجيب باشد اما فكر نمي كنم كسي يادش رفته باشد در خيابان هاي اين شهر چگونه اندك مظاهر زيبايي نابود مي شدند. به هر حال جاي شكر دارد انگار مي توانيم اميدوار باشيم كه بندرعباس كم كم جايي براي هنر هاي خياباني در خودش پيدا كند و به جاي ديدن چيز هايي كه هيچ تناسبي با شهر ندارند با كمك بر و بچه هاي همين شهر يك نماي تازه بر ديوار هاي شهر ببينيم.
روش ديدن اين گالري خياباني
1- ساعت هشت صبح سر كار برويد
2- از كنار سيتي سنتر عبور كنيد
3- به ديوار نگاه كنيد.
4- فعلا نمي خواهد پول بدهيد اما خدا را چه ديديد شايد از فردا پولي شد.
نتيجه گيري
1- گالري خياباني مردم را به هنر علاقمند مي كند
2- گالري خياباني چند دقيقه اي شما را علاف مي كند اما شما از علافيتان لذت مي بريد
3- گالري خياباني هيچ ربطي به نمايشگاه غذا ندارد.
4- گالري خياباني پل براي رسيدن به ..... نيست.
5- مهم اون عكسها نيستن،مهم اخرين تابلو كه خيلي چيز هارو نشون مي ده.
6- تا اطلاع ثانوي همه چيز لذت بخش است.